ساخت وبلاگ جدید
ساخت وبلاگ جدید و حرفه ای در چند ثانیه

اشتباهات یک دختر تنها



این چند روز رو نتونستم برم سرکار

یکی از بدترین دوره های ی هم از نظر جسمی و هم از نظر روحی

پشت سر گذاشتم و همش در حال خوابیدن بودم و فک کنم رکورد ۱۸/۱۹

ساعت خواب در طول روز رو زدم 

میخواستم فردا رو برم کافه اما واقعا جونی توی تنم نیست و میخوام

بازم بخوابم چند روزی رو

 


چند باره که بعد از شدن شدیدا گریه میکنم و اختیارش

دست خودم نیست

میدونم بیشتر مردا از این کار بدشون میاد و دلم نمیخواد اینطوری بشه

اما همینکه به خودم میام میبینم صورتم پر از اشکه و

نمیتونم جلوشون رو بگیرم

انقدر فشارای روحی و روانیِ این مدت رو سرکوب کردم که فکر میکنم

دارن اینطوری بروز میدن خودشون رو و من هیچ مقابله ای

نمیتونم باهاش کنم

ولی این روزا یکمی امید دارم که بتونم توی سال جدید خیلی چیزا

رو تغییر بدم و دلم میخواد از پسشون بربیام و برای همین سعی میکنم

فکرای منفی رو دور بریزم و به گذشته اهمیت چندانی ندم

 


چند روزیه فرصت نکردم ذهنم رو اینجا خالی کنم و احساس میکنم

از خودم دور شدم 

ذهنم بهم ریختس و حتی نمیدونم از کجا باید شروع کنم به نوشتن تا 

بتونم افکارم رو سر و سامون بدم

به نوشتن و بدون نقاب بودن احتیاج دارم اما قبلش به خواب زیاد تا

بتونم این خستگی رو در کنم از تنم


روز مزخرفی بود

این دو روز رو پیش کسی بودم و امروز با بی حوصلگی و خستگی تمام 

رفتم کافه و یه سرویس از دستم افتاد و هزینش بعدا از حقوقم کم میشه

و ناراحتم که چرا دقت بیشتری نکردم تا اینطوری نشه و مدیریت جلوی

بچه ها دعوام نکنه

بعدشم یهویی شدم و حالم بد بود زود برگشتم خونه و خوابیدم و

تازه بیدار شدم و کسلم

ای کاش امروز رو نمیرفتم کافه که اونطوری نشه

 


این چند روز خیلی درگیر بودم

برای پیدا کردن خونه دارم به هر دری میزنم ولی فعلا نتیجه ای نداشته.

خونه ی امن پیدا کردن اینجا خیلی سخته

هرجا میرم اکثرا یک یا دوتا مرد و پسر مجرد هست توی طبقه ی پایین و

خب از روی منطقه میشه حدس زد بیشتر آدماش یا معتادن و یا خلافکار و

گزینه ی مناسبی برای زندگی یه دختر تنها نیست اینطور خونه ها

چندتا خونه هم هست که خوبن اما هزینشون زیاده و من از پسش برنمیام

قبلتر از این دلم میخواست از اینجا زودتر برم چون فکر میکردم تا دلم 

بخواد خونه هست که بتونم بگیرم اما الان با این وضعیت دلم میخواد 

بتمرگم همین جا و جیکم در نیاد اما با این همه بدقولی سر دادن اجاره

امکان نداره قبول کنن که بازم قرارداد رو تمدید کنیم

 


این چند روز که برای خونه املاکی های مختلفی رو سر زدم مجبور بودم

شمارم رو بدم تا اگه با صاحب خونه سر قیمت پیشنهادی من توافق کردن

بهم خبر بدن

از همون لحظه ای که شمارم رو میدادم میدونستم به احتمال زیاد مزاحم

میشن و میخوان سواستفاده کنن چون بار اولی نیست که با اینطور

آدما سروکار دارم و میخواستم امسال یه سیم کارت بگیرم فقط برای

این موضوع تا بعد از اینکه خونه پیدا کردم خط رو خاموش کنم

اما گوشی اضافی ندارم و پشیمون شدم از اینکار

خلاصه که همونطور که حدس میزدم هر ۴ تا املاکی توی این چند روز 

مستقیم و غیر مستقیم میخواستن بهم نزدیک بشن و سواستفاده کنن

واسه ی من موضوع جدید و غیرقابل باوری نیست البته

اما شاید اگه بگم که هر ۴ تاشون آدمای بزرگ و خونواده دار هستن کسی

حرفم رو باور نکنه و قبول نکنه جامعه انقدر فاسد شده که یه مونث

از هر سمت و سویی مورد سواستفاده قرار میگیره و جالبه که اگه تن

ندی کاری از پیش نمیبرن واست

حتی منکه تجربه کردم رابطه های خارج از چهارچوب رو وقتی میببنم

آدما مثل گرگ کمین کردن تا یه طعمه پیدا کنن و ازش

لذت ببرن عصبی میشم و احساس درموندگی میکنم توی اون

اوضاع و احوال ، چه برسه به اون دختر یا خانم تنهایی که هنوز پاکه و 

نمیدونه باید چیکار کنه توی اینطور مواقع

کاش میشد اینطور مواقع پسر بشم یهویی بعد که کارم راه افتاد و نیاز 

نبود با این آدما سرو کار داشته باشم دوباره برگردم به جنسیت خودم


تبلیغات

محل تبلیغات شما
عکس آقای خامنه ای

آخرین جستجو ها

دلنوشته های یک پدر برای دخترش آواز پر جبرئیل سوپازنامه juventus F.C توریستگاه لیبل لنگر بیست انشا عکس آموز آموزش عکاسی اخبار ورزشی 100